پرچم ایران پرچم ایران

نمادهای فــرقه ای و استبــدادی و استعمــاری در ایــران - در ایرانی که قرنهاست گرفتار صفویت و نظام استبدادی و سلطۀ استعماری و منازعات «قومی و فرقه ای» شده است، چند مانع اساسی در راه وصول به «آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی» و اتحاد اختیاری ملت و یک پارچگی آزادانۀ مملکت و طی کردن مراحل رشد و ترقی وجود دارد، موانعی که ماهیت «فرقه ای و استبدادی و استعماری» دارند و به نمادهای «تفرق و نزاع و سرکوب» در میان مردم ایران تبدیل شده اند، و ایران را «بصورت بالقُوه» متلاشی کرده اند. و طبعا عبـور از این عقبه های عقیم کننده و زوال و نابودی این نمادهای تحمیلی، شرط اولیۀ «اتحاد و آزادی و استقلال» در ایران است، وجهت رسیدن به هدف، زوال و زدودن شان امری گریز ناپذیر است. در همین رابطه باید دانست که «فعلا و قبلا» ایران و یکپارچگی اش (که وطن مشترک همۀ مردم ایران است) تنها به زور و سرکوب «استبدادی و استعماری» بر قرار بوده است، چرا که بیشتر مردم ایران و اقوام آن و خاصتا آنهایی که «غیر صفوی» بوده اند، همیشه از «حقوق اساسی خود» محروم مانده اند، ومعمولا بجای توجه به «حقوق حقۀ مردم»، به سرکـوب و ارهاب و کشتار آنها پرداخته اند.

مَمالک و دُوَل صلیبی در جهان امروز (با عکس و تصویر): ماهیت و گرایش بیشتر ممالک و دول غربی - استعماری در پرچم های صلیب دارشان منعکس گردیده است؛ همان ممالک و دُوَلی که فرهنگ و آداب و تواریخ و اعیاد خود را با نامهای مختلف بر کل جوامع بشری تحمیل میکنند؛ اما همزمان در جهان اسلام مُنادی جدایی دین و دولت بوده و کار اصلی شان جداسازی اسلام و مسلمین از سیاست و حکومت است؟! و حال که در آغاز سال میلادی - مسیحی جدیدی هستیم (۲۰۱۲) به وضوح می بینیم که چگونه میخواهند این مناسبت غربی - استعماری - مسیحی را بر تمام جهانیان و خاصتا بر جوامع و ممالک اسلامی تحمیل نمایند؛ و حتی میخواهند «صلیب سرخ» جبرا نماد تمام جهـان! گردد؛ بدون اینکه تمام جهان صلیبی باشد. اینست که مبارزه با سلطۀ استعماری غرب در اولویت هر آزادیخواه و هر مسلمانی قرار می گیرد؛ همانطور که مستبدین حاکم و محکوم و خاصتا دشمنان اسلام و مسلمین در صف استعمارگران غربی قرار دارند.    
نحوۀ ازدواج در فکر و فرهنگ توحیدی - موضوع ازدواج يک موضوع اساسى و پايهٴ «تشکيل خانواده» است، و نحوهٴ صورت گرفتن ازدواج در استمرار و عدم استمرار آن نقش مهمى بازى ميکند. اما متأسفانه اين رکن پايه اى نيز (مثل دیگر امور) به علت مُطلق و مُغلق شدنِ «اصول و شروط آن» مشاکل زیادی را بوجود آورده است، تا جايی که بعضى اوقات فوائد ازدواج و تشکيل خانواده با شر و مَصائب آن! برابرى میکند. البته در مواردی تشکيل خانواده کلا مصیبت و بار و بلا گشته است، مواردی که امروزه از حد خود عبور کرده و گسترش زیادی پیدا کرده است. از خرج ومخارج ازدواج هم که بگذریم؛ چرا که يک عُمر فعاليت اقتصادى! میطلبد. اينست که موحدین آزادیخواه دراين باره نيز توحیدی - اجتهادى فکر و عمل میکنند و خانواده و مبانى آن را مُستحق اصلاح و بازنگرى میدانند، و میخواهند مُجددا و با تکيه بر اهداف توحيدى قرآن آن را بازسازی نمایند. و از جمله در پی آنند که مصائب ومُضرات و «مُطلقيات سنتى و بیفایدۀ تشکیل خانواده» و نیز بار و مخارج اضافى را از مسیر تشکیل خانواده حذف نمايند، تا اين هستهٴ اوليهٴ زندگی و تربیت زنده شود و بتواند ادامه پيدا کند. و در فکر و فرهنگ توحیدی و آزادیبخش اسلام اهم مُختصاتِ ازدواجِ «معقول و اسلامی» بدین قرار است:
اِعـلام موجــوديت و اِمکــان آن در نظامهاى استبــدادى - قبل از هر چيز ۱۵ آذر ماه سالروز «اعلام موجوديت» سازمان موحدين آزاديخواه ايران، به همهٴ موحدين و مسلمين و آزاديخواهان، و خاصتا به همهٴ اقوام و مردمان مسلمان ايران تبريک و تهنیت مى گوييم. به امید روزی که در کنار مردم ايران و در داخل مملکت، سالروزهای ایام مختلف را برگزار نماييم. بدين مناسبت بجا می دانیم که دربارهٴ مسئلهٴ اعلام موجوديت و «امکان و عدم امکان آن» در سايهٴ نظام هاى استبدادى، و از جمله تحت سلطۀ نظام ولايت مطلقه، که نمونهٴ نظامهاى استبدادى است، بحث نماییم.
و بهمین مناسبت این مطلب نیز (بیانیۀ اعلام موجودیت) تقدیم اهل توحید و آزادی می گردد:  
امامت وِراثتی و انتصابی؛ نه لیاقتی و انتخابی! یک شیعۀ دوازده امامی باید بدین ســـــــــؤالات اساسی جواب بدهد: اولا چگونه بدین امر قانع شده که همۀ امامانش از یک خاندان و خانواده باشند و جایی برای دیگران وجود نداشته باشد؛ آیا این همان نظام ارثی و خاندانی و شاهنشاهی نیست؟! ثانیا چگونه کسی معتقد شده که امام زاده ها حتی در دوران کودکی و نوجوانی لیاقت امامت و رهبری پیدا کرده اند؛ اما درهمان حال درهمۀ امت (در هر سن و سالی!) کسی چنین وضعی نداشته است؟! ثالثا یک فرد دوازده امامی چگونه باور پیدا کرده که الله جل شأنه، لایق و نالایق و حتی خُردسالان یک خاندان را به امامت و رهبری رسانده؛ در حالی که اصرار طرفدارانِ علی (در دورۀ خلافت راشده) روی افضلیت علی بر دیگر صحابه برای خلافت و رهبری بوده است؟! رابعا اگر این قضایا مربوط به یک تاریخ سپری شده بود اهمیت زیادی نداشت؛ لکن مصیبت بزرگ اینست که چنین تاریخ و سُننی؛ پایۀ فکر و فرهنگ ملت و مُجتمعی را تشکیل بدهند؟! کما اینکه متأسفانه در ایران وضع بدین صورت میباشد؛ و نظام استبدادی ولایت فقیهی حاصل این طرز تفکر و این فرهنگ خاندانی و شخص پرستانه است.   

شورای سقیفه و ظهور خلافت انتخابی - بعد از وفات مُحمد مُصطفی (بنيانگذار و مؤسس اسلام)، ماهيتِ اصول و اهداف توحيدى اسلام روشنتر و محتواى آنها بیشتر هُوَیدا گشت، و خاصتا نحوۀ رهبرى و حکومتدارى اسلامی وضوح کامل پیدا نمود، بدين صورت که: آخرين پيامبر توحيدی برای خودش جانشينى تعيين نکرد و «رهبرى مسلمین» و نحوۀ حکومت داری را به اصول مُدَون قرآن و شاگردان صحابی اش (مهاجر و انصار) سپرد. و چون حضرت رسول عمیقا به اصول و تعالیم قرآن و به رشد و تربیت یافتگی صحابه ايمان داشت (و در دورهٴ خودش هر دوى آنها از امتحانات سخت و دشوارى پيروز و موفق ظاهر شده بودند) در نتیجه با اطمينان خاطر آنها را وسيلۀ استمرار اسلامیت و عامل «تداوم نهضت توحيدی» تلقی میکرد. پس با توجه به اینکه در مرحلۀ رهبری انتخابی و شورایی (بعد از رسول)، هم آيات قرآن و هم سنت محمدى و هم شاگردان اسلامی وجود داشتند، امکانِ «انحراف اساسی و منهجی» وجود نداشت، و اطمینان خاصر حضرت رسول از وجود این «ستونهای اسلامی» سرچشمه می گرفت.

اصرار بر خلطِ نظام ولایت فقیهی با نظام اسلامی؟! بعضی از فعالان سیاسی ایران (که خود مخالف نظام و حکومت اسلامی هستند؛ و بعضا حتی لائیک و غیر مذهبی اند) این روزها در پی نصیحت و اِنذار رهبران قیامهای آزادیخواهانه در تونس و مصر و لیبی بر آمده اند؛ و اصرارشان بر اینست که آنها از تجربۀ انقلاب آخوند زدۀ ایران عبرت بگیرند؛ و یادآور میشوند که نکند با دخالت دین اسلام در «امر حکومت و ادارۀ مملکت و تأسیس نظام اسلامی» آن ممالک را نیز همانند ایران دوباره گرفتار نظام استبدادی نمایند..... ایرانِ آزاد شده از استبداد لائیکی پهلوی؛  مباشرتا استبدادِ «صفوی - ولایت فقیهی» زایید؛ و بعد از پیروزی قیام ۵۷ حتی یک بار انتخابات آزاد در ایران برگزار نشد؟! و حتی انتخاب جمهوری اسلامی هم آزادانه نبود؛ بلکه حاصل استبدادمنشی خمینی بود که می گفت: «جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر».   
فرد و اجتماعی که نمیتواند وفادار باشد؟! مشکل بنیادی بشریت اینست که خود بخود و بدون «مَجالهای تربیتی» رشد و ترقی و عقل و اخلاق پیدا نمی کند، و موانع مختلف او را از طی کردن مراحل تکاملی اش باز میدارند. و طبعا کل مشاکل بشری ازهمینجا آغاز میشود، و ای کاش رشد و ترقیِ «عقلی و اخلاقی» نیزهمانند رشد جسمی و ظهور غرایز طبیعی (غذایی، جنسی، و نیاز به خواب) بصورت خودکار شکل میگرفت واین بُعد هم زیاد محتاج تربیت نمی بود، و یا لااقل توقف و راکدسازی آن مثل این ابعاد بسیار مشکل می بود. اما متأسفانه چنین نیست واین بُعد (و بود ونبود آن) وابسته به ارادۀ بشری و زمینه های سیاسی و اجتماعی میباشد؛ بدین صورت که: رشد و ترقی انسانها و ظهور عقل و اخلاق، هم نیازمند «تربیت و فضای آزاد تربیتی» است، و هم این انگیزه (انگیزۀ رشد و ترقی) در برابر موانعِ سر راه بسیار خفه شدنی و راکد گشتنی میباشد.    
فتوحات انتخاباتی و نتیجۀ آزادی و مردمسالاری - سقوط نظامهای لائیکی - استعماری (که مدت مدیدی است جهـان اسلام را اِشغـال و جـوامع اسلامی را زیر سلطۀ استبدادی قرار داده اند) از ایران مـا آغـاز شد؛ اما افسوس که به جایش استبدادِ مذهبی - صفوی قرار گرفت و آخرش روی استبداد لائیکی پهلوی را سفید نمود. و لکن بحمد الله کار قیام و آزادیخواهی به ایران منحصر نگردید؛ و این بار به صورت بسیار نتیجه بخشی (که عبور از هر نوع نظام استبدادی است) از ترکیه سر برآورد؛ ترکیه ای که حالا در میدان آزادی و مردمسالاری در صدر ممالک منطقه قرار گرفته است. و اما بهار عربی - اسلامی و قیام و انقلابهــای آزادیخــواهانه در جهـــان اســـلام، مسئلۀ آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی را به اوج خود رساند؛ و اکنون نظامهای لائیکی - استعماری «همانند جسم جُذام!» دچار ریزش میگردند و پشت سر هم ساقط و برکنار میشوند؛ و تا حال نظام بن علی در تونس و نظام مبارک در مصر و نظام قذافی در لیبی راهی دیار تباهی شده اند؛ همچنانکه نظامهای استبدادی سوریه و یمن نیز در مسیر سقوط و زوال قرار گرفته اند.   
تربيت سُنتى زنان و مشکلات ايجاد شده - در تاريخ تمدن بشرى و در انقلابات جهان و در تدوين فرهنگ و علوم بشرى، زنان حداقل نقش را بازی کرده اند؛ وفی الواقع بیشتر آنها نظاره گر و از دور خارج بوده اند. همچنین زنان در ميدان کشف و ابتکار و بنيادگذارى امور تقريباً خنثى بوده و متأسفانه (به علل مختلف) چندان ندرخشیده اند، و حداکثرش مطيع مردان بوده و از آنها پيروى و تقليد کرده اند. و زنان در طول تاریخ بشر از «پيشتازى و ابتکار و رهبرى» بسیار دور و برکنار بوده اند. و به يقين ميتوان گفت: آنچه از آثار بشری موجود است و به فرهنگ و تمدن انسانی معروف است، حاصل فکر و کار و ابتکار مردان است، و نقش زنان در اين ميدانِ وسيع و طولانى، بسيار نامحسوس می باشد. آری؛ زن هميشه در کنار مرد و بعد از مرد و براى مرد مطرح بوده است. و شاید همین واقعیت باعث شده که مسئلۀ «خلقت زن از مرد؛ و یا خلق او از دندۀ چپ مرد!» طرح و شایع شده است.
پـــرچم فحشای جنسی - سیـــاسی؟! بیشتر مظاهر و نمادهاى امروزۀ غربى، بسيار قديمى! و حتى بعضا مربوط به مراحلی ميشوند که بشر هنوز وارد دورۀ رشد و دوران استقرار نشده، و از لحاظ فرهنگ و تمدن بسيار اوليه و مُبتدى بحساب می آمد؛ و در واقع این مظاهر و آداب! یادآور «دوران ما قبل تمدن» هستند. و خاصتا داستان لختى بشر در تاريخ، عمومی بودن رابطۀ جنسى زنان و مردان، لواطی و همجنس بازى، عدم تشکيل خانواده و امثال اینها بیانگر دورهٴ توحش و مترادف وحشی گری هستند. و اين نمادهای شر و فساد را (که همیشه با انحطاط جوامع بشرى همانند چرک و مَرض شایع می گردند و حالا هم مُجددا سربرآورده اند) به وضوح می توان در زمان «حضرت لوط و عصر نبوت اسلامی» مشاهده کرد.
محمــــد مصطفــــی؛ بشــــری مثـــــل مـــــا - شخصیت و ماهیت محمد مصطفی مانند رسالت توحيدى و نداى آزاديبخش و عدالت طلبانه اى که برای «نجـات بشريت» و حياتی انسانى - توحیدی آورده است، هم نزد مسلمين، و هم نزد غيرمسلمين، چندان روشن و مشخص نيست، و حتى در بعضى اوقات، تصورات مجهول و همراه با «خرافه گرى تهَوُع آور» چیزی از ماهيت و شخصيت این خاتم الانبیاء باقی نمی گذارد. لکن اين تصورات و خرافات «دو نـوع» است: نوع اولِ آن (که بيشتر در ميان مسلمين رایج است) ماهيت او را بيش از حد و حدود توحیدی بالا می برد و او را از «محدودۀ بشر بودن!» خارج می سازد و به ایشان حتى وجههٴ خدايى! می بخشد، و طبعا این اساس انحراف مُسلمانان عامی و خروج آنها از دایرۀ فکر و عقیدۀ توحیدی است.
جواب لائیکی (استبدادی) حزب سوسیال دمکرات - جواب لائیکی (استبدادی) حزب سوسیال دمکرات ایران به مقالۀ موحدین آزادیخواه، که تحت عنوانِ: «استبداد لائیکی و پایمال سازی اسلام و مسلمین» منتشر شده است.  جوابی که دقیقا نکات و تبیینات موحدین آزادیخواه را تأیید و بر دغدغه های آن صحه می گذارد؟! جواب این حزب را بخوانید و در این رابطه موضع گیری نمایید. و بعدا تصور کنید که اگر چنین پیش برویم آیندۀ ایران چگونه خواهد بود؟! آیا بیش از جنگل خطرناکی در انتظار خواهیم داشت؟! متن این جواب ذیلا درج می گردد، جوابی که ماهیت لائیسیته ای را که میخواهند بر ایران حاکم شود به نمایش می گذارد: پاسخی به اسلامیست های موحدین که به درست جهان لائیک را برای خود خطر جدی میدانند. راه رهائی از چنگال اسلام عفریتی و فاشیستی در جهان لائیسیته است.    

راست و ناراست ابطحی و مشکل قورت دادن رأی مردم؟! - ماهیت و اهداف اصلاح طلبانِ نظام ولایت مطلقه در این سخن ابطحی بخوبی بیان شده است: «تفکر اصلاح‌طلبی الزاما در جریانات حزبی که به انتخابات منجر می‌شود شکل نمی‌گیرد. به اعتقاد من اصلاح‌طلبی جریانی است که هم انقلاب اسلامی را پذیرا است و هم برای تقویت مبانی این انقلاب و نظام به نقد و اصلاح می‌پردازد». بله؛ این جوهرۀ کار اصلاح طلبان نظام ولایت مطلقه بوده است. و به تأکید هدف اصلاح طلبی آنها من البدایه نرم و آرام کردن نظام ولایت مطلقه و تحقق داستان تنش زدایی خاتمی با دول استعماری و تداوم نظام ولایت مطلقه با همکاری غرب بوده است؛ چیزی که نیازمند کسب آرای مردم بود؛ همان آرایی که کسب آن چندان هم آسان نبود؛ و همین طمع بود که آنها را با نظام ولایت مطلقه درگیر نمود.  

 
 

استبداد لائیکی و پایمال سازی اسلام و مسلمین - حالا در ممالک و جوامع غربی، این مسلمین و جریانات و جمعیات اسلامی هستند که آزاد و نیمه آزاد و ممنوع و یا برای فعالیت شان «شرط و شروط » وضع میشود، نه اینکه در بلاد غربی! برای غربیان سرمایه داری و استعماری چنین وضعی وجود داشته باشد!! اما با توجه به اینکه حضور و شراکت مسلمین در امر حکومت و رهبری، به دلیل سلطه گری جهانی و ممانعت از ظهور قطب اسلامی «خط قرمز» استعمارگران و اسـلام ستیزان محسوب می شود، اقناع و مُجـاب ساختن آنها نه ممکن بوده و نه ممکن خواهد شد. و بدیهی است که این «وضع وارونه» در جهان اسلام، ناشی از سلطه و هیمنۀ استعمارگران سلطه گر وغارت پیشه برمسلمین و جوامع اسلامی است، و اسلام ستیزانی که خواهان ریشه کنی و حذف همه جانبه و فراگیر اسلام و مسلمین هستند، عُمال این استعمارگرانند! و به حمایت و کمک آنها پشت بسته اند، و طبعا «وارونگی قضیه» از همینجا ناشی میشود.

انتقال مسئولیت به افغانها!! و خروج نیروهای خارجی؟؟!! - «انتقال مسئولیت به افغانها و خروجِ نیروهای خارجی»؛ این عنوانی است که یک شبکۀ خبری! یعنی بی بی سی انگلیسی رویش یک صفحۀ خاص! باز کرده است؛ صفحه ای که حق بود چنین عنوانی داشته باشد: «تداوم سرکوبِ مردم افغانستان بوسیلۀ جیشِ مزدوران و ساختۀ دست استعمارگران». و طبعا هدف از اعلام این دجالگری استعماری - استبدادی اینست که هم بخشهایی از اشغالگران ناتویی (که بسیار هزینه دار و پر تلفات شده اند) از افغانستان خارج شوند! و هم اشغالگری و جنایات یک دهه ای آنها به شکست منتهی نشود! و داستان فرار شوروی در رابطه با آنها نیز تکرار نگردد. و اینهم ماهیت شبکۀ خبری انگلیسی! که بجای بحث روی جنایات و اشغالگری ده سالۀ ناتویی! و از جمله داستان «قافله های موت شمال!» اینچنین بشریت را گمراه می سازد و عُمال قلم بدست خـود را جهت این گمراه سازی بکار می گیرد.   

استعمارگران دنبال عقیم سازی قیامهای مردمی - در ممالک عربی و در رابطه با قیامهای آزادیخواهانه چه می گذرد؟! و خاصتا توجه بدین مسئله بسیار اهمیت دارد که: چرا در تونس و مصر نظامهای استبدادی به سرعت تسلیم شدند و رؤسایشان ساقط گردید؛ اما در لیبی و یمن و سوریه چنین نشد؟! جواب صریح این قضیه چنین است: در تونس و مصر جانشین غربی - استعماری وجود داشت؛ که همان «جیش و نیروهای مسلح» و ساختۀ دول ناتویی بودند. و کناره گیری بن علی و مبارک، هم مردم را نسبت به اِسقاط کل نظام سرد می نمود؛ و هم نظام حاکم (بجای افتادن به دست انقلابیون و مردم آزادیخواه) بدست نیروهای مسلح وفادار به غرب و دول استعماری می افتاد؛ کما اینکه عملا چنین گردید؛ و حالا هم سرنوشت قیام تونس و مصر در هاله ای از ابهام قرار گرفته است.     

اثرات مُخرب عَرَق خوری از زبان غیر مسلمین: ضرر الکل از هروئین بیشتر است - مشاوران دارویی سابق دولت بریتانیا گزارشی منتشر کرده اند که در آن نتیجه گیری شده که خطر و هزینه مصرف مشروبات الکلی برای جامعه، بیشتر از هروئین و کراک است. نتیجه این تحقیقات این بود که روی هم رفته زیان الکل به مراتب بیشتر از هروئین و کراک است. در این بررسی ها زیان مصرف الکل سه برابر زیان مصرف کوکائین یا کشیدن سیگار برآورد شده است. (سماء: بنابر این؛ عرق خوری زیاد هم! افتخـــــار آمیز نیست؛ و بگذریم از معتـــــادانش! لا اقل آنهایی که بخاطر داشتن ظاهری غربی! عرق خوری می کنند؛ بهتر است از آن دست بکشند).   

روش نوری زاد و روش بهنود و پیامدشان - بنابر روش آقای بهنود؛ میبایست امیر کبیر صدارتش را در سایۀ ناصرالدین شاه؛ و مصدق نخست وزیری اش را زیر فرمان محمد رضا شاه؛ و بنی صدر ریاست جمهوری اش را تحت امر ولایت مطلقۀ خمینی به پایان می رساندند؛ کما اینکه موسوی و کروبی هم (باز بنابر اوضاع مجهول!) می بایست خود را زیاد خسته نکنند و بهتر بود انتخابات تزویری ۸۸ را به رسمیت می شناختند. و طبعا در سایۀ این روش! جزیرۀ ثبات پهلوی هنوز برقرار بود؛ و اصلا این امثال آقای بهنود هستند که بجای دعوت مردم به تداوم مبارزه و آزادیخواهی و عدم اکتفاء به اسقاط نظام شاهنشاهی؛ چنین تبلیغ می کنند که حتی نمی بایست علیه استبداد پهلوی قیام و انقلاب صورت میگرفت؟! و این یعنی دعوت مردم به انزواء و تحمل وضع استبدادی - استعماری. و ما موحدین آزادیخواه معتقدیم که راه درست و صحیح این بود که ۱۲ شهید دیگر تقــدیم راه آزادی و استقلال ایران می شدند (و بدین صورت هاله و هُدی تکثیر می یافتند)؛ و بعد از آن نیز ۱۲ شهید دیگر؛ و بدنبالش دهها شهید دیگر؛ و حتی صدها شهید دیگر و...... و با این آمادگی (بدون نیاز به دخالت خارجی) زوال استبداد حتمی و آزادی و استقلال تحقق می یابد.     

بیستمین سالگرد سمـاء - استبدادِ رو به زوال و آزادیخواهانِ رو به انسجام: این یک سنت الهی است که سقوط و زوال وضعیت ظالمانه و متلاشی شدن نظامهای استبدادی معمولا در آخرین مراحل فساد و انحطاط و استبــداد واقع می شود؛ تا جایی که قرآن حکیم اعـلام میدارد: پیروزی هنگامی فرا رسید و افقها هنگامی روشن گردید که اوضاع بسیار بد و خسارت بار شد؛ و حتی پیامبر زمانه و یارانش نسبت به پیروزی دچار شک و تردید شدند: مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ؛ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ (بقره - ۲۱۴): «گرفتار رنج و تضرر گشتند و متزلزل گردیدند، و حتی رسول و مؤمنان همراهش گفتند که بالاخره نصرتِ الله کی فرا می رسد؛ و این زمانی است که نصرتِ الله بسیار نزدیک شده است». و این بدین معناست که در محیطهای بسته و اصلاح ناپذیر، پیروزی ها در اوج فساد و انحطــاط و استبــداد «بیش از هر زمانی» مُحتمَل و توقع پذیر می شوند. و البته اندیشۀ انقلابی، من جمله تحـولات اجتماعی و سیاسی از دیدگــاه کمــونیسم مــارکسی و همچنین در تشیع مَهـــدوی (که این اخیــر خـــرافاتی شده است) روی همین اساس (استثمار حداکثر - اوج ظلم و بی عدالتی) استوار گردیده است   

مرگ پدر و شهادت دختر: حقّست این جرقۀ نهایی باشد - زمانی می توانیم به آیندۀ ایران و آزادی و استقلال و ترقی آن امیدوار باشیم که از همین حالا بجای اندیشیدن به چگونگی انبار کردن ذخایر جنگی و هموار کردن راههای حمایت خارجی؛ به این فکر باشیم که چگونه آرای مردم را در «انتخابات آزاد و مُتکثر» کسب نماییم و پیروزی را از صندوق های سالــم بیرون بکشیم. و ما تصور می کنیم که ملی - مذهبی ها و بسیاری از سبــزها و بعضی از احــزاب و سازمانها و طیفی از مُلاها و مراجع شیعه و سنی، و همچنین قشرهای وسیعی از مردم ایران در سراسر مملکت به این «روشِ پیروز و مبارک» می اندیشند؛ روشی که رو به گسترش نهاده و راه نجات ایران از استبداد و استعمار است.       

قِصاص توحیدی: اِحقاق حق و اَفسار انتقام جویی - قصاص توحیدی، قانون احقاق حق و افسار انتقام جویی است، و این خلاصۀ این قانون اساسی است؛ قانونی که من البدایه وجود داشته و تا ابد باقی خواهد ماند. به عبارت دیگر، قصاص قانونِ «توازن بین جُرم و جَزاء» و مایۀ برابری و تعادل آنهاست. همچنین باید گفت: قانون قصاص نوعی مقابله به مثل نسبت به ارتکاب جرم و جواب دادن آنست. بگذریم از اینکه خود مقابله به مثل هـم (مانند قانون قصاص و مانند بیشتر احکام و قوانین اسلامی) غلط فهم و اخـذ گردیده و مقابله به مثل به معنای رایج آن در موضوعات بسیاری اصلا غیر قابل اجراء است؛ چرا که بسیاری از موضوعات شامل مقابله به مثل نمی شوند و صحبت از مقابله به مثل در رابطه با آنها بی معنا و اصلا «خلاف شریعت اسلام» است.... 

چامُسکی در واکنش به سلطه گری و ترور غربی - سمــاء: وقتی که اصل بر «حق و حقجویی» است؛ مسلمان و غیر مسلمان در موارد بسیاری اتفاق نظر پیدا می کنند؟! اما وقتی که اصل بر «ریاکاری و زمینه یابی و زمانه گری» است؛ آنگاه هر کسی به سازی می رقصد؛ و ریاکارانه ترین سازها صدایشان گوش خراش تر میگردد؟؟؟!!! و در این باره نوام چامُسکی نیز چنین میگوید: «مسئوليت روشنفکران بيان حقيقت و افشاي دروغ است». بله؛ بیشتر متون اسلام ستیزان و عمال ریاکار غربی در رابطه با اسلام و امور مسلمین لایق ارائه نیست؛ چرا که مملو از فحاشی و حتی الفاظ جنسی هستند؛ و حال به متن منتشرۀ نــوام چامسکی (نویسنده و محقق مشهور آمریکایی) در رابطه با ترور و ارهاب غربی - امریکی توجه نمایید؛ و ببینید که وجدان بیدارش چگــونه وادارش به گفتن حقیقت کرده است...... 
تِرور بن لادن: جهان اسلام در اِشغال استعمار و استبداد - یکی از علل و حتی علت اصلی عدم موفقیت مسلمین در مبارزات شان و نیز خنثی شدن موفقیت هایشان (جهت رسیدن به حقوق اساسی)، نفس خودشان و رشد نیافتگی خودشان و عدم اتفاق و تمرکز آنهاست؛ و همین رشد نیافتگی و بی لیاقتی است که مبارزات شان حزبی و گروهی شده و در کسان و مجموعه هایی خلاصه می گردد. و این امر باعث میشود که امری به بزرگی آزادی و استقلال (که تنها مردمان میلیونی از عهدۀ آن بر می آیند) از مسئولیت مردم خارج گردد و روی دستان احزاب و جماعتها باقی بماند. و بعد از آن چون مقاومت مدنی و مسالمت آمیز غیر ممکن میگردد؛ در نتیجه راه مبارزات مسلحانه و انفعالی (ناچاری) گشوده میشود.
خــلاصه ها و چکیــده ها
مصــــدر اصلی مطــــالب و مــــواضع سمـــــاء
مُشکل اساسـی؛ شیعـه و سنـی نیست
کدام اساسی تر است: عقل؛ یا آزادی بیان؟!
غـفـلـــت و بـــــــــــی مسئــولیـتـــــــی
مُخاطبــــان مُــــــوَحِدین آزادیخــــــواه
اِتخـــاذ مَـواضع روی واقعیــات مُبَیَّـــن
چـنـــــد مضمــون بــــزرگ دیـنـــداری
آزادی و استقلال؛ درعبور از استبداد و استعمار
هـوشـیـــاری و احـســـــاس مسئــــولیـــت
شهیـد یعنی چـه؟ و چـه کسـی شهیـد است؟
نـصـب خـط فـارســی
نصب آکــروبــات
نماد سازمان موحدین آزادیخواه ایران
وحـدت  آزادی و سازمان (خـود مِحوری و خـدا مِحوری) - از رهبــــر سمــــاء - ۸ شوال ۱۴۱۴ - ۲۸ فروردین ۱۳۷۳
بحثِ «رمضان  و حکمت روزه داری»، از رهبــر سـمـاء - تـاریخ ایراد: ۱ رمضان ۱۴۱۴ - ۴ اسفند ۱۳۷۱
بحثهای تاسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران (از رهبـر سمـاء):
تـــــاریخچۀ تـــــــاسیس - قســمت الــف (۵ تیــر ۱۳۷۰)
تـــــاریخچــۀ تـــــــاسیس - قسـمت بــاء (۵ تیــر ۱۳۷۰)
بحثهای تاسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران (از رهبـر سمـاء):
بحـــــــث تــــوحیـــــــد - قسمـــت الـــف (۵ تیــر ۱۳۷۰)
بحـــــــث تــــــوحیـــــد - قسمــــت بـــاء (۵ تیــر ۱۳۷۰)
بحثهای تاسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران (از رهبـر سمـاء):
بـحــــــــــث آزادی - قسمــــــت الــــــف (۵ تیــر ۱۳۷۰) 
بـحــــــــــث آزادی - قسمـــــــت بــــــاء (۵ تیــر ۱۳۷۰)
حسین مداری؛ به شیوۀ تشیع صفوی و در نظام ولایت مطلقه - ببینید و بشنوید! 

بـه مناسبت اعلام موجودیت سماء: مصــاحـبـۀ رحیــم الله یـوســف زی با رهبر سمـــاء - ۲۶ دی۱۳۷۳ - تــــاریــــخ انـــتـــشــــار: ۲۸ ذوالقعده ۱۴۲۸ - ۱۶ آذر ۱۳۸۶   

اعلام موجودیت سمـــاء - از رهبر سماء - تاریخ ایراد: ۱۵ آذر ۱۳۷۳- تـاریــخ انتشـار: ۲۷ ذوالــقعـدة ۱۴۲۸ - ۱۵ آذر ۱۳۸۶  

بحثِ «رهبری توحیدی – اجتهادی»، از رهـبـــر سمــــاء – تـاریـخ ایــراد: ۵ محرم ۱۴۱۲ ۲۷ تیر ۱۳۷۰  
بحث «طبیعـت  هجــرت و اهـداف مهــاجــریـن»، از رهبــر سـمـــــاء -
تـاریـخ ایـراد: ۲۴ شوال ۱۴۱۳ - ۲۸ فـروردیـن ۱۳۷۲
بحثِ «تَــــــوَکـُّــــل  تـــــــــوحیدی»، از رهبـــــر سمـــــــاء - ۲۹ ربیع الأول ۱۴۱۵ - ۱۵ شهریور ۱۳۷۳
اسلام حقیقی و اسلام عرفی  - از رهبر سماء - کــردی - ۱۳۷۲ هـ - ش
تاریخ انتشار: ۲۱ جمادی الثانی ۱۴۲۹ – ۵ تیر ۱۳۸۷
خلقت و تقــوی - از رهبـــر سمــاء - ۱۳۷۱ هـ - ش
تاریخ انتشار: ۲۱ جمادی الثانی ۱۴۲۹ – ۵ تیر ۱۳۸۷
ظنّ و عِلـم در میدان تـوحیـد و تَقوی – از رهبـر سمـاء – ۵ مرداد ۱۳۷۱
تاریخ انتشـار: ۲۰ ربیع الأول ۱۴۲۹ ۸ فروردین ۱۳۸۷
بســوی تحقق ارزش هـــــا - از رهبـــر سمــاء - ۳۰ آبان ۱۳۷۰
تاریخ انتشار: ۱۲ ذوالقعدة ۱۴۲۸ - ۳۰ آبان ۱۳۸۶
شرح و تبیین سـورۀ  کـوثر و تفسیرات فرقـه ای - از رهبـری سماء - ۱۳۷۱ هـ - ش
تاریخ انتشار: ۱۲ شــــــوال ۱۴۲۸ - ۱ آبـــــان ۱۳۸۶
توحید و استقلال: استقلال چگونه و با چه کسانی بدست میآید؟ (۱و۲) -  از رهبر سمـاء - ۱۳۷۲ هـ - ش
تاریخ انتشار: ۲۶ رجــــب ۱۴۲۸ – ۱۸ مرداد ۱۳۸۶
اساس آزادى و استقلال و راه عبور از نظام استبدادی در ایران - بررسی وضعیت سیـاسی ایران در پانزدهمین سالگـرد تأسیـس سمــاء - ۳۰ جمادی الاول ۱۴۲۷- ۵ تـیـر ۱۳۸۵